عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
421
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
تدارك كردن آن شهوت ( اعمال شده ) برايش سخت تر است . 9 راكب الظّلم يكبو به مركبه : اسب ستم بالاخره سوار خويش را بسر در خواهد آورد . 10 راكب العنف يتعذّر عليه مطلبه : آنكه بر اسب درشتى سوار است در خواستش برايش دشوار است ( و به زودى بمطلبش دست نمى يابد ) . 11 ردع النّفس عن الهوى هو الجهاد الأكبر نفس را از هوا و هوس بازداشتن خود جهاد اكبر است . 12 ردّ الحجر من حيث جاءك فإنهّ لا يردّ الشّرّ إلّا بالشّرّ : سنگ را از آنجا كه بر تو آمده است باز گردان كه بدى را جز با بدى نتوان باز گرداند ( زيرا كه حيات و زندگانى بشر وابسته بقصاص است و اگر قصاص نباشد رشتهء كارها از هم گسيخته شود ) . 13 ردع النّفس عن الهوى هو الجهاد النّافع : نفس را از هوس بازداشتن خود جهادى است سودمند . 14 ردع الحرص يحسم الشرّه و المطامع : حرص را عنان باز كشيدن آرزو و طمعها را رشته بريدن و بر كندن است . 15 روحوا فى المكارم و أدلجوا فى حاجة من هو نائم : براى كسب مكارم به آسانى گام برداريد در بر آوردن حاجت كسى كه خواب است شبخيز باشيد . 16 ردع النّفس عن زخارف الدّنيا ثمرة العقل نفس را از آرايشهاى جهان بازداشتن ثمرهء خرد است . 17 ردع النّفس عن تسويل الهوى ثمرة النّبل : نفس را از فريب آرزو باز داشتن ثمرهء راست روى است 18 روّ قبل العمل تنج من الزّلل : پيش از دخول در كارى بينديش ( و پايانش را بنگر ) از لغزش مى رهى 19 ردع الهوى من شيمة العقلاء : هوا و هوس را كنار زدن از كردار خردمندان است . 20 ردع الشّهوة و الغضب جهاد النّبلاء : خشم و شهوت را دست باز داشتن پيكار درست روان ( و جهاد اكبر ) است . 21 ردّوا البادرة بالحلم : شتاب زدگى را با بردبارى ( در امورات ) برگردانيدن . 22 ردّوا الجهل بالعلم : بوسيلهء علم و دانش